امامیه معتقدند وجود امام معصوم و عالِم به هم? علوم در هر زمانی، برای بندگان مکلّف لازم است. و امامت منصبی است توقیفی که مخصوص خاندان بنی‌هاشم است و بعد از پیامبر(ص) به حضرت علی(ع)، حسن و حسین و فرزندان حسین(ع) می‌رسد و تا پایان عالم وجود دارد و حضرت علی(ع) امام مسلمانان بعد از پیامبر است. اما از دیدگاه معتزله وجود امام در هر زمانی، برای بندگان لازم نیست؛ به‌گونه‌ای که زمان‌های بسیاری می‌تواند از وجود امام خالی باشد. این منصب توقیفی نیست و می‌تواند در خاندان غیر بنی‌هاشم نیز وجود داشته باشد. آن‌ها امامت حسن(ع) و حسین(ع) را انکار می‌کنند و امامت زید بن علی را قبول دارند.39
همچنین امامیه معتقدند کسی که امامت یکی از ائمه را انکار نموده و از اطاعت آن‌ها سرپیچی کند، کافری است که مستحق خلود در آتش است. این در حالی است که معتزله کفر را از این گروه انکار می‌کنند و می‌گویند: تنها بعضی از آن‌ها فاسق‌اند و در آتشِ جاودان قرار خواهند گرفت.40
شیخ مفید در بحث رسالت انبیا معتقد است وجود انبیاء امری اجتناب‌ناپذیر است.41 وی در توضیح مقام نبوت که تفضلی از طرف خداست،42 جمیع انبیا را چه قبل از نبوت و چه بعد از نبوت، معصوم از گناه معرفی می‌کند. گفتنی است طبق آیات و روایات این مقام به‌طور خاص در پیامبر جلوه‌گر شده است، اما معتزله اعتقادی به عصمت انبیا، به خصوص پیامبر ندارند و آن را نفی می‌کنند.43
1-1-5. مکتب اشاعره
مکتب اشاعره در اوایل سد? چهارم هجری، پا به میدان رقابت‌های فکری و سیاسی گذاشت و به‌عنوان یک جریان فکری در جهان اسلام ظهور کرد.44
اشاعره پیروان مکتب کلامی، ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (260 ق: 873 – 874 م) بودند که در قرن چهارم و پنجم، یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین فرقه‌های آن دوران به‌شمار می‌رود.45
اشعری یکی از شاگردان ابوعلی جبایی، از بزرگان و متأخران معتزله بود. وی تا چهل‌سالگی در محضر استاد خود، به آموختن اصول و روش استدلال معتزله می‌پرداخت، ولی سرانجام بر استاد خود اعتراض کرد. روزی در مسئله صلاح و اصلح با وی مخالفت کرد و از استاد خود جدا شد و از اعتزال توبه کرد و مکتب اشعری را پایه‌گذاری نمود.46