ایج بدست آمده از داده های گردآوری شده نشان می دهد که ابعاد سرمایه اجتماعی به شرح زیر با مدیریت دانش در آموزش و پرورش در استان هرمزگان رابطه دارد.
در فرضیه اول ادعا شده بود که بین اعتماد و مدیریت دانش رابطه ی معناداری وجوددارد، تجزیه تحلیل آماری بین این دو نشان می دهد که این فرضیه مورد قبول قرار می گیرد ،در فرضیه دوم ادعا شده بود که بین شبکه ها و مدیریت دانش رابطه ی معناداری وجود دارد، تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد که این فرضیه نیز تایید می شود، در فرضیه سوم ادعا شده بود که بین همکاری و مدیریت دانش رابطه ی معناداری وجود دارد که تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد که این فرضیه نیز مورد تایید قرار گرفته است، در فرضیه چهارم ادعا شده بود که بین روابط و مدیریت دانش رابطه ی معناداری وجود دارد که تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد که این فرضیه درست است در فرضیه پنجم ادعا شده بود که بین ارزش ها و مدیریت دانش رابطه ی معناداری وجود دارد که تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد که این فرضیه درست است، در فرضیه ششم ادعا شده بود که بین فهم متقابل و مدیریت دانش رابطه ی معناداری دارد که تجزیه تحلیل آماری نشان می دهد که این فرضیه درست است، در فرضیه هفتم ادعا شده بود که بین تعهد و مدیریت دانش رابطه معناداری وجود دارد که این فرضیه درست است.
واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی، مدیریت دانش،استان هرمزگان.
1-1)مقدمه
امروزه دانش به عنوان یک منبع ارزشمند و استراتژیک و یک دارایی مطرح است و ارائه محصولات و خدمات با کیفیت مناسب و اقتصادی بدون مدیریت و استفاده صحیح از این منبع ارزشمند، امری سخت و گاه غیر ممکن است. بنابراین مدیریت دانش فرایند ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و کاربرد دانش است و این پنج عامل در حوزه مدیریت دانش برای یک سازمان زمینه آموزش، بازخورد و آموزش مجدد را فراهم می آورد که معمولاً برای ایجاد، ثبت، پالایش، انتشار و احیاء قابلیت های سازمان مورد استفاده قرار می گیرد. برای دانستن هر چه بیشتر معیارهای توسعه پی بردن به فرایند دانش و چارچوبی که در حال حاضر به سازمان ها اجازه می دهد تا به مدیریت دانش بپردازد، اهمیت دارد (بس1، 2004؛ به نقل از هویدا و همکاران، 1389).
انتقال اطلاعات و دانش در سطح کلان و خرد بین افراد و سازمان ها، بستگی به افرادی دارد که این انتقال را تسهیل و تسریع می کنند. به همین دلیل، اهمیت ارتباطات و تعاملات مبتنی بر اعتماد میان افراد در گسترش و کاربرد دانش، مورد تأکید قرار گرفته است. یکی از قابلیت ها و عوامل مهم سازمانی که می تواند به سازمان های آموزشی در خلق و تسهیم دانش کمک بسیار و برای آنها در مقایسه با سازمان های دیگر مزیت سازمانی پایدار ایجاد کند، سرمایه اجتماعی است.
امروزه سازمانها باید بتوانند دانش مورد نیاز برای نوآوری در محصولات خود و بهبود فرایندهایشان را کسب کنند، میان کارکنانشان نشر دهند، و در تمامی فعالیتهای روزانه خود بکار گیرند. تنها از این طریق است که می توانند به الزامات محیط رقابتی و نیازهای به شدت متغیر مشتریان پاسخ گویند. شناخت عوامل اثرگذار بر مدیریت دانش سازمانی از جمله اقدامات اولیه در بکارگیری اثربخش سرمایه های فکری سازمان است. از طرف دیگر سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که نقش بسیار مهمتری نسبت به سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمانها و جوامع ایفا می کند. امروزه در جامعه شناسی و اقتصاد، و به تازگی در مدیریت و سازمان، مفهوم سرمایه اجتماعی به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است. مفهوم سرمایه اجتماعی به پیوندها، و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبعی با ارزش اشاره دارد، و با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء می شود.
1-2)بیان مسئله
در جهان امروزی، دانش به عنوان یک منبع کلیدی تبدیل شده و برای بقای سازمانها بسیار حیاتی می باشد (حسن زاده، 1385). امروزه جوامع به سمت اقتصاد دانش محور حرکت می کنند که در آن دانش مهمترین عنصر برای ایجاد ارزش در سازمان ها به شمار می رود (لیتونر2 و واردن3، 2003). با وقوع انقلاب فناوری اطلاعات و پیشرفت تکنولوژی، الگوی رشد اقتصاد جهانی تغییر اساسی کرده است. امروزه با توجه به شرایط رقابتی، دانش به عنوان با اهمیت ترین سرمایه، جایگزین سرمایه های مالی و فیزیکی شده است (چن4 و همکاران، 2004). بنابراین مدیریت دانش برای بسیاری از کشورهای پیشرفته، نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه محسوب می شود.
مالهوترا5(1998) به نقل از عطاپور (1388)، بیان می کند که مدیریت دانش در برگیرنده فرایندهای سازمانی است که به دنبال ترکیب هم افزایی ظرفیت پردازش داده و اطلاعات توسط فناوری اطلاعات با ظرفیت نوآوری و خلاقیت منابع انسانی می باشد. بهات6 (2001)، مدیریت دانش را به عنوان فرایند ایجاد، ارزیابی، باز نمودن، توزیع و کاربرد دانش معرفی می کند. سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه7(2004)، تعریفی از مدیریت دانش ارائه کرده است که مفاهیم اصلی تعاریف موجود را به صورت خلاصه در برمی گیرد. از دیدگاه این سازمان، مدیریت دانش، مجموعه ای از فعالیت های سازمانی برای خلق، کسب، توزیع دانسته ها و ارتقای اشتراک گذاری دانش در داخل سازمان و پیرامون آن است (عطاپور، 1388).
جاشپارا8 (2004)، مدیریت دانش را در قالب یک فرایند چهار حلقه ای شامل ایجاد، اشتراک، ذخیره و به کارگیری دانش معرفی کرده است:
ایجاد دانش: ایجاد دانش فرایندی بی پایان است که شامل بوجود آمدن دانش جدید یا جایگزین شدن دانش موجود توسط ضمنی و عینی سازمان می باشد.(نوناکا ،1994)
ذخیره دانش: ذخیره کردن، سازماندهی و بازیابی دانش سازمانی، که از آن به حافظه سازمانی نیز یاد می کنند. بخش مهمی از مدیریت سازمانی کارآمد را تشکیل می دهد. در این مرحله، دانش ذخیره و ثبت می شود تا قابلیت بازیابی و استفاده توسط کارکنان سازمان وجود داشته باشد.(والش و آنگلسون ،1991)
اشتراک دانش: عبارت است از حرکت، توزیع و پخش دانش بین افراد و پایگاههای دانش به طور مکانیزه و غیر مکانیزه و به صورت دو سویه، در حقیقت درصد بالایی از موفقیت مدیریت دانش، به تبادل و اشتراک صحیح دانش بستگی دارد و تبادل دانش از فردی به فرد دیگر، از لوازم اساسی چرخه مدیریت دانش است (رادینگ9، 1998).
به کارگیری دانش: در برگیرنده کاربرد و ارزیابی دانش توسط اعضای سازمان است. این امر از طریق استمرار چرخه مجدد و به کارگیری خلاق تجربه و دانش غنی سازمان حاصل می شود (مارکوارت10، 2002).
امروزه ثابت شده است که دنیای تکنولوژی، دنیای دانش است. سازمان هایی که راهی کارآمد برای استخراج، استفاده و مدیریت دانش یافته اند و به دانش به عنوان یک دارایی و ارزش مطرح می نگرند، به افزایش بازدهی کارمندان و حفظ رضایت مشتری رسیده و رمز موفقیت امروز و فردای خود را به دست آورده اند. در سالهای اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی مورد بحث در متون کسب و کار تبدیل شده است. “جوامع علمی” و “کسب و کار” هر دو براین باورند که سازمان های دانش محور می توانند برتری های بلند مدت خود را در عرصه های رقابتی حفظ کنند؛ به طوری که تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده اما ارزش آفرین، پایه و اساس بسیاری از راهبردهای مدیریت دانش در سازمان باشد (ریگ11، 2005؛ به نقل از دموری و همکاران، 1388).
یکی از قابلیت ها و عوامل مهم سازمانی را که می تواند به سازمان ها در خلق و تسهیم دانش کمک بسیار و برای آنها در مقایسه با سازمان های دیگر مزیت سازمانی پایدار ایجاد کند، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود (دموری و همکاران، 1388).
پاتنام12 (1995)، سرمایه اجتماعی را جنبه هایی از سازمان اجتماعی از قبیل هنجارها، شبکه های اجتماعی و اعتماد متقابل می داند که همکاری و همیاری افراد را برای دستیابی به منافع مشترک، تسهیل می کند. براساس نظریات جیمز کلمن، سرمایه اجتماعی عبارت است از: توانایی افراد در کار مشترک در قالب گروه. به عبارت دیگر تلاش افراد با دانش و اندیشه های مشترک برای بدست آوردن یک هدف، نیز در این گروه می گنجد (فوکویاما13، 2002).
بوردیو14 (1986)، سرمایه اجتماعی را ارتباط افراد با همدیگر در محیط های اجتماعی می داند. سرمایه اجتماعی از طریق فعالیت های هدفمند بدست می آید و می توان سرمایه اجتماعی را در عرصه قوائد اقتصادی وارد کرد. توانایی انجام فوق به نوع قوانین اجتماعی،