مادگی روحی و روانی آحاد یک جامعه برای درگذشتن از منافع شخصی و درگیر شدن در عمل جمعی پدید میآید. به بیان دیگر، ثروت و دارایی نهفتهای است که به شکل بالقوه در تمامی جوامع انسانی وجود دارد و برای شکوفا شدن و به فعلیت درآمدن، نیاز به گرد آمدن عواملی چند و تحقق شرایطی ویژه دارد که به ندرت و دشواری فراهم میآید ولیکن چنانچه در هنگام فوران، به موقع مورد شناسایی و امعان نظر قرار گیرد و به درستی هدایت شود، قادر خواهد بود موجبات یک تحول شگرف و یک توسعه کیفی شتابان را پدید آورد. در غیر اینصورت کاهش سرمایه اجتماعی و عدم توجه به آن در یک جامعه باعث بروز آسیبهای اجتماعی از جمله افزایش جرم در جامعه، بروز رفتارهای ضد اجتماعی و… خواهد شد که خود این آسیبها تأثیرات منفی زیادی به سلامت جامعه خواهند گذاشت و روند پیشرفت و ترقی جامعه را با اختلال زیادی روبرو خواهند ساخت ( شارع پور، 1380، ص 112).
از آنجا که نیازهای بشر گوناگون است و جامعه از سادگی به سوی پیچیدگی حرکت میکند، وسایل ارتباطی نقشهای گوناگونی همچون نقش آموزشی، اطلاع رسانی، هویت دهی، پرکردن اوقات فراغت و… را در جوامع جدید ایفا میکنند ( دادگران، 1389، ص32). در این بین نقش رسانهها و استفاده از آنها بویژه در بین جوانان اهمیت فراوانی دارد، چراکه فعالیت مورد علاقه نوجوانان و جوانان برای گذراندن اوقات فراغت به ترتیب عبارتند از: فعالیت ورزشی، تماشای تلویزیون و مطالعه. یکی از کم هزینهترین راههای گذران اوقات فراعت تماشای تلویزیون است. ضمن اینکه تلویزیون را در همه ساعات شبانهروز و در خانه میتوان استفاده کرد. شاید به همین دلیل تلویزیون همچنان یکی از پرطرفدارترین رسانههای جمعی است. در بین رسانههای جمعی تلویزیون تنها وسیلهای است که از حواس بینایی و شنوایی در آن واحد استفاده میکند و دارای پوشش وسیع و سرعت انتقال پیام است. ( معتمدنژاد، 1379، ص122)
دانشمندان علوم اجتماعی راهحل مشکل را در سرمایه اجتماعی میدانند. سرمایه اجتماعی همچون مفاهیم سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی به ویژگیهای سازمان اجتماعی از قبیل شبکهها،هنجارها و اعتماد اشاره دارد که هماهنگی و همکاری برای کسب سود متقابل را تسهیل میکنند.
یکی از عوامل مهم مرتبط با سرمایه فرهنگی و اجتماعی افراد و جوامع، گسترش رسانهها و نقش آن در انواع ارتباطات است. رسانهها امکان مبادلات مختلف اجتماعی و فرهنگی را دوچندان کرده است. پیدایش و گسترش انواع رسانههای صوتی و تصویری و الکترونیکی،نقاط مختلف جهان را به هم پیوند داده است. تسلط کشورهای پیشرفته به رسانههای ماهوارهای باعث گسترش و انتقال عناصر فرهنگی این کشورها به نقاط مختلف جهان شده است. این روند باعث شکلگیری بحث جهانی شدن گردیده است. جهانی شدن فرهنگ روندی است که طی آن عناصر فرهنگی اروپایی و آمریکایی بعنوان منابع استاندارد شده، ظاهراً بیطرف و عامگرا معرفی شده و با تأکید بر تکنولوژی ارتباطی بدون توجه به حافظه تاریخی و بومی و محلی ملتها، به جوامع دیگر انتقال یافته و سرمایههای فرهنگی افراد و جوامع را تحت تأثیر قرار داده است.
رسانهها میتوانند نقش بر جستهای در بهبود و تعمیق سرمایه اجتماعی داشته باشند. رسانهها به شکل مستقیم بر روی مؤلفههای سرمایه اجتماعی تأثیر میگذارند و از این طریق بخش عظیمی از رسالت توسعه را بر دوش دارند. بنابراین در این پژوهش به مطالعه رابطه بین تماشای برنامههای تلویزیون با سرمایه اجتماعی خانوادههای تهرانی میپردازیم و به این پرسش پاسخ میدهیم که ارتباط بین تماشای برنامههای تلویزیون با اعتماد، انسجام اجتماعی، پیوندهای اجتماعی، آگاهی و دانش مردم چگونه است؟ آیا تلویزیون توانسته است میزان اعتماد مردم را بالا ببرد و آیا کارکردش در همبستگی و انسجام اجتماعی موفق بوده است؟ آیا توانسته است به تقویت پیوندهای اجتماعی در جامعه تاثیرگذار باشد؟ و …
سوال اصلی: چه رابطهای بین تماشای برنامههای تلویزیون و سرمایه اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
سوالات فرعی
1- چه رابطه ای بین تماشای برنامه های تلویزیون و اعتماد اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
2- چه رابطه ای بین تماشای برنامه های تلویزیون و انسجام اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
3- چه رابطه ای بین تماشای برنامه های تلویزیون و شبکه های اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
4- چه رابطهای بین تماشای برنامههای تلویزیون و آگاهیهای سیاسی اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
5- چه رابطهای بین نوع شبکه تلویزیونی مورد استفاده و سرمایه اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
6- چه رابطهای بین اعتماد به برنامههای تلویزیون و سرمایه اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
7- چه رابطهای بین رضایت اجتماعی و میزان تماشای برنامههای تلویزیون وجود دارد؟
8- چه رابطهای بین نوع برنامههای تلویزیونی مورد استفاده(سیاسی، ورزشی، و…) و سرمایه اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
9- چه رابطهای بین متغیرهای زمینهای(جنس، قومیت، تحصیلات و وضعیت اشتغال) و میزان سرمایه اجتماعی خانوادههای تهرانی وجود دارد؟
3-1- اهمیت و ضرورت تحقیق
جامعهشناسی با تمایز قائل شدن بین دو نوع جامعه (سنتی و جدید) میتواند در شناسایی تلویزیون به عنوان یکی از مؤلفههای دوران جدید یاری رساند. از نظر جامعهشناسی ارتباطی و جامعهشناسی تلویزیون و یا وسایل ارتباطی دیگر، یکی از ویژگیهای جامعه سنتی، وجود روابط چهره به چهره و غلبه سازمانهای سنتی بر روابط اجتماعی است. افراد در روابط چهره به چهره کسب خبر میکنند و روند فرهنگپذیری و اجتماعی شدنشان بیشتر در گروههای همسالان و خانواده شکل میپذیرد. عواملی چون رسانههای جمعی در این جوامع یا وجود ندارند و یا اینکه توانایی اثرگذاری در فرآیند زندگی اجتماعی را ندارند تا بتوانند بعنوان واسطه ارتباطی بین مخاطبان و سازندگان و پیام قرار گیرند. در جامعه جدید با تقلیل روابط چهره به چهره و در مقابل با توسعه روابط رسمی، سازمانها و مؤسسههای اجتماعی و وسایل ارتباط جمعی نقشی مهمتر از خانواده دارند. افراد بیش از پدر و مادر(والدین) از وسایل ارتباطجمعی از قبیل رادیو، تلویزیون و سازمانهایی چون مهدکودک، آموزش و پرورش و جامعه تأثیر میپذیرند (دورکیم، 1385، ص 35).
ظهور رسانههای همگانی سبب شد گسترش عظیم اعتماد مبتنی بر اوهام کاهش یابد. از نگاه کلمن اخیراً تغییری در رسانهها در جهت کم شدن میزان اعتماد به وجود آمده است اما از طرفی تکنیکهای جدید رسانهای سبب بازسازی و بازپسگیری اعتمادها شده است. رشد و افزایش اعتماد به اخبار تلویزیون و ثبات اعتماد به مطبوعات نشان میدهد که کاهش اعتماد به بعضی نهادها، ممکن است ناشی از قدرت فزایندهی رسانهها، به عنوان منبع و تفسیرکننده اطلاعات باشد. رسانههای همگانی بهگونهای فزاینده تبدیل به واسطههایی میشوند یا شدهاند که افراد به قضاوت آنها اعتماد میکنند. (جوادییگانه و همکاران، 1384، ص 144)