رخی موارد به تاثیر و تاثر هم به عنوان یکی از عوامل تشابهات محتوایی و زبانی، گذری خواهد داشت.
6.1.2. اهداف ادبیات تطبیقی
ادبیات تطبیقی در پی آن است که مشترکات فرهنگی ملتها را بیابد و آنگاه براساس این مشترکات آنها را به هم پیوند زند. از جمله اهداف این اندیشه نوپا در سطح ملی و بین المللی، میتوان به 1. رهایی فرهنگها از خودشیفتگی و تعصبات ملی-میهنی (مانند ادبیات انگلیسی که به علت خودبزرگبینی با ادبیات جهانی بیگانه گشتند)، 2. مطرح شدن ادبیات ملتها درسطح جهانی و خروج از انزوای خود،3 . تشخیص ادبیات اصیل و بومی از فرهنگ وارداتی، 4. افزایش تفاهم میان ملل از رهگذر آشنایی با فرهنگ و اندیشه همدیگر از طریق اثبات تقابلات و شباهتهای فرهنگی میان ملتها اشاره کرد، که این مورد در ایجاد ادبیات تطبیقی در شرق و بویژه ادبیات تطبیقی اسلامی اهمیتی دو چندان مییابد.
5. غنیسازی ادبیات ملی با بهرهگیری از ادبیات بیگانه یکی دیگر از اهداف مهم این علم نوین است، “ترازوی ادبیات تطبیقی، میزان دقیقی است که با کمک آن میتوان جایگاه و موقعیت و وزن ادبیات ملّی یک کشور را روشن نمود…. و با استفاده از معیارهای ادبیات تطبیقی به تقویت نقاط قوت و اصلاح و یا زدودن نقاط ضعف ادبیات ملّی دست زد و از سوی دیگر، برای پیشبرد و روزآمد کردن آن کوشید و آن را پویا و زنده و توانمند نگه داشت و به مردم دیگر نقاط جهان شناساند.” (محسنی نیا،1389: 82) و به قول دکتر غنیمی هلال:”جهانی شدن ادبیات سبب میگردد که به ادبیات ملی خود نظری عمیق و گسترده داشته باشیم، چراکه آن را جزئی از ادبیاتهای مختلف جهان خواهیم یافت.” (غنیمی هلال،1998: 98)
6. جایگزینی “گفتگوی تمدنها” به جای “جنگ تمدنها” از طریق دادوستدهای فرهنگی، از دیگر فواید ادبیات تطبیقی به شمار میرود.”کثرت و تنوع این مشابهتها امکان نیل به ادبیات جهانی را که شامل گزیده میراث مشترک ادبیات انسانی است، برای ادبیات عمومی قابل تحقق نشان میدهد.” (زرین کوب،1381: 312)”حاصل این تلاقی که تبادل فرآوردههای ذوق و فکر اقوام است حفظ تعادلی را که در این زمینه بین فرهنگها ضرورت دارد الزام میکند و پیداست که بدون این تعادل و موازنه نیل به وحدت نسبی عالم انسانی که تحقق ادبیات جهانی یک طریق برای وصول بدانست ممکن نخواهد بود.” (همان: 314) در نتیجه در ادبیات تطبیقی ” صرفاً به مقایسه آثار نویسندگان اکتفا نمیشود بلکه میبایست به تحلیل روابط معنوی بین کشورهای مختلف هم پرداخته شود.” (ساجدی،1386: 67)چه بسا به همین علت است که ادبیات تطبیقی را ” تدارک جهت بشر دوستی نوین” توصیف کردهاند.
2.2. گفتمان
1.2.2. مفهوم گفتمان و گفتمان کاوی
گفتمان18 یا خطاب شکلی از کاربرد زبان است که تفکرات مولد ‍[نویسنده، گوینده یا فرستنده] را به شکل گفتار، نوشتار و یا علائم ارتباطی دیگر دربرمیگیرد، با هدف رساندن آنها به گیرنده [خواننده یا شنونده].
“ما میتوانیم، توسط گفتمان، فرایند زبان را که حقیقت از آن طریق خود را تحمیل میکند، درک کنیم.” (عضدانلو،1380: 19 به نقل از ژاک الین میلر) گفتمان با واحدهای زبانیای چون پاراگراف، مصاحبه، مکالمه و متن سرو کار دارد و مجسم کنندهی معنا و ارتباطات اجتماعی است، که نوع و کیفیت آن بر حسب موقعیتهای اجتماعی، زمان و مکان، تفاوت دارد. به بیان دیگر: بستر زمانی، مکانی و سوژههای استفاده کنندهی هر مطلبی، تعیین کنندهی شکل، نوع و محتوای هر گفتمان به شمار میروند. مثلاً گفتمانی که میان یک دانشجو و همکلاسی او در بیرون از دانشگاه صورت میگیرد، با گفتمانی که میان همانها در کلاس صورت میگیرد، متفاوت است.
گفتمان شاعر از جامعه تاثیر میپذیرد و بر جامعه تاثیر میگذارد، به قول فوکو “عینیت را ذهنیت میبخشد و ذهنیت را عینیت.” ( همان: 53). بنابراین در گفتمان، تنها معنای مطرح شده در گفت وگو مورد نظر نیست؛ بلکه شرایط ظاهری زمانی، مکانی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز در آن نهفته است.
گفتمان انواع گوناگونی دارد، از جمله: 1.گفتمان دینی 2. گفتمان سیاسی – اجتماعی 3. گفتمان ادبی – هنری 4. گفتمان تبلیغاتی – اطلاعاتی5. گفتمان علمی – منطقی 6. گفتمان قانونی7. گفتمان تاریخی 8. گفتمان اخلاقی 9. گفتمان فلسفی، اشاره کرد. (حفنی،1998: 23)
منظور از گفتمان سیاسی و اجتماعی در این پژوهش، بررسی گفتمانی شعری است که محتوای سیاسی و اجتماعی دارند، بنابراین این پژوهش بدنبال بررسی گفتمان شعری به عنوان بخشی از گفتمان ادبی است و آن ” گفتمانی است نقدی، که آثار ادبی و هنری را به منظور بیان زیباییها، تصویرگریها و روشهای آن و تأثیر برخواننده و برانگیختن احساس وی و میزان ابداع و نوع آوری آنها از جانب ادیب و هنرمند تحلیل میکند.” (همان: 23)
تحلیل گفتمان19 [“سخنکاوی”، ” تحلیل کلام “، ” تحلیل گفتار” و “تحلیل النصوص”] یک گرایش مطالعاتی بینرشتهای است، که ریشه در جنبش انتقادی ادبیات، زبانشناسی، نشانهشناسی، تاویل گرایی دارد و از دهه 60 تا دهه 70 در پی تغییرات گستردهی علمی-معرفتی دررشتههایی چون انسانشناسی، جامعهشناسی، شعر، معانی، روانشناسی و سایر رشتههای علومانسانی و اجتماعی ظهور کردهاست و برجستهترین روش نقد گفتمان است که میکوشد تا نظام فراجملهای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد. برایناساس، سخن کاوی(تحلیلگفتمان) با کاربرد زبان در زمینههای اجتماعی به ویژه با تعاملات یا مکالمات میان گویندگان سروکاردارد.