با سیاست نیز بعد از آشنایی با همین گروه‌ها آغاز شد” (یاحسینی،1382: 88).
“در واقع لحظه اوّلی که من با حزب توده پیوند خوردم در اواخر شهریور ماه 1330 و در شیراز بود. این ابتدای زندگی به اصطلاح سیاسی من بود” (یاحسینی،1382: 94)؛ امّا “پس از اختناق زیاد، درست در سالی که دوره دانشسرای آتشی به پایان رسید و قصد بازگشت به بوشهر را داشت، ارتباط او با سازمان جوانان و حزب کم و کمتر شد. آخرین ارتباط‌هایش با حزب توده در سال 1333 بود” (یاحسینی،1382: 120).
“آتشی در سال‌های تحصیل در دانشسرای عالی و بعد از آن، کم‌کم از اندیشه‌های سیاسی خویش فاصله گرفت و زمانی که ازدواج کرد به دلیل تأمین معاش خانواده و یکی نبودن دخل و خرجش به طور کلّی سیاست‌بازی را کنار گذاشت” (سیدخشک بیجاری،1387: 119).
2-1-1-5- آثار منوچهر آتشی
در اوایل سد? حاضر که انقلاب ادبی نیما به وجود آمد، شاعران جنوب نیز با او همراه شدند. آتشی یکی از این شاعران بود که راه نیما را به کمال پیمود. وی با به خدمت گرفتن عناصر بومی و محلّی در شعر خویش گامی فراتر از دیگر شاعران عصر نیما برداشت و شعر و چهره خویش را در این عرصه ماندگار کرد (سیدخشک بیجاری،1387: 18).
زندگی شعری آتشی را می‌توان از نظر موقعیّت ذهنی و زبانی شعر وی به دو دوره شفّاف تقسیم کرد:
1- دوره کتاب‌های “آهنگ دیگر”، “آواز خاک” و “دیدار در فلق” که دوران تثبیت و ارائه شخصیت شعری او یا دوره بومی‌گرایی شاعر است و زبان شاعر، حماسی و گاه تغزّلی است.
2- دوره کتاب‌های “وصف گل سوری”، “گندم و گیلاس”، “زیباتر از شکل قدیم جهان” و “چه تلخ است این سیب” که دوران پختگی شاعر و دوره بازیافت خویش است. دوره تغزّل طبیعت‌گرا با مایه‌های عام اجتماعی- انسانی است (مختاری،1378: 18-17).
آثار وی به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می‌شود؛ آثار منظوم:
آهنگ دیگر (1338)، آواز خاک (1346)، دیدار در فلق (1348)، بر انتهای آغاز (1350)، وصف گل سوری (1370)، گندم و گیلاس (1371)، زیباتر از شکل قدیم جهان (1376)، چه تلخ است این سیب (1380)، حادثه در بامداد (1380)، ریشه‌های شب (1384)، غزل، غزل‌های سورنا (1384).
آثار منثور:
آتشی، مقالات زیادی در مجلّات و روزنامه‌ها چاپ کرده‌است. علاوه بر این وی ترجمه‌ها و تألیفات ارزشمندی هم دارد: ترجمه فونتامارا نوشته اینیاتزیوسالونه (1346)، ترجمه دلفین‌های آبی رنگ نوشته زیگموند لاوین (1349)، ترجمه نمایشنامه دلاله نوشته تورنتون وایلدر (1351)، سرگذشت کشور کوچک (1350)، ترجمه شعر لنین اثر مایاکوفسکی (1359) (یاحسینی1382، 289). و “قصّه خندق پارتی”، سرگذشت سورنا، سردار ایرانی.
یکی از کارهای او ترجمه “فونتامارا” نوشته “اینیاتزیوسالونه” بود. این کتاب را سیمین دانشور به او هدیه داده‌بود (تمیمی،1385: 274).
آتشی در سال 1359 منظومه “لنین” اثر “ولادیمیر مایاکوفسکی” را از انگلیسی به فارسی برگرداند و با نام مستعار “م. سورنا” منتشر کرد (تمیمی،1385: 354).
گزینه اشعار، اتّفاق آخر، باران برگ ذوق (شعر کلاسیک). از دیگر از مجموعه اشعار اوست (قربانعلی،1383: 9). مهاجران و سه منظومه به نام‌های خلیج و خزر، جادّه بازارگان و نقش سفال از دیگر آثار این شاعر است. او در غزل، سُرنا یا سورنا تخلّص می‌کرد (برقعی،1373: 29).
2-1-1-6- تأثیرپذیری آتشی
“مادرش سرچشمه همه الهامات او بود. مادر، میراث خیال‌پردازی اوست. گنجینه عجیبی از افسانه، مَثَل، شعر و خاطره است” (تمیمی،1385: 47-46). آتشی معتقد است که مشیری و فریدون تولّلی بر ذمّه او حق دارند؛ زیرا مانند دو پل او را به نیما رسانیده‌اند (تمیمی،1385: 106).
در دوران دانشسرا، قطعه شعر “سایه‌های شب” از فریدون توللی به دست وی رسید و به گفته خودش “این شعر نگرش تازه مرا پی‌ریزی کرد. در نوجوانی، نگرشی رمانتیک به طبیعت و اشعار رمانتیستی متمایل به سمبلیسم با دیدگاهی بدبینانه، در آن زمان چنان مرا ذوقزده کرد که نگو. همان وضعی که خود “تولّلی” و “شهریار” در برابر “افسانه” پیدا کرده بودند” (آتشی،1375: 34-33).
حضور یک همکار فرهیخته به نام محمّدرضا نعمتی‌زاده که آتشی را به جستجوی بیشتر در شیوه نیمایی ترغیب می‌کرد نیز از عوامل گرایش او به نیما بود (تمیمی،1385: 99). آتشی در میان شاعران، بیشترین تأثیر را از نیما گرفت و اگرچه راه او را در پیش گرفت؛ ولی برای خود سبکی نو را که ریشه در باورها و افکار بومی و فرهنگی‌اش داشت، برگزید (سیدخشک بیجاری،1387: 57). یکی دیگر از کسانی که آتشی خود را مدیون او می‌داند “جهانگیر کازرونی تیمسار” است که آتشی معنی انقلاب نیما و حتّی شاملو را از او آموخت (تمیمی،1385: 114-113).
2-1-1-7- وفات
آتشی پس از عمل جراحی تومور کلیه، در آبان ماه سال 1384 دچار حمله ‌شدید قلبی شد و در 29 آبان همین سال به علّت ایست قلبی در 74 سالگی درگذشت (سیدخشک بیجاری، 1387: 125-124).
او در اواخر عمرش عنوان و جایزه ادبی “چهره ماندگار” را دریافت کرد (دست‌غیب1386، 160).

2-1-2- نادر نادرپور
2-1-2-1- دوران کودکی و تحصیلات نادرپور
نادرپور در 16 خرداد 1308 در تهران متولّد شد. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در دبیرستان ایرانشهر تهران، در سال 1328 برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در سال 1331 پس از دریافت درجه لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشته زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت. در سال 1343 برای مطالعه ادبیّات ایتالیایی به آنجا رفت و دو سال در ایتالیا اقامت گزید (خلیلی‌جهانتیغ،1389: 31).
وی در سال 1331 پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشته زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت. پس از بازگشت به تهران از سال 1342-1333 چهار مجموعه خود به نام‌های چشم‌ها و دست‌ها، دختر جام، شعر انگور و سرمه خورشید را منتشر کرد.
2-1-2-2- زندگی خانوادگی نادرپور
او فرزند تقی‌میرزا از نوادگان رضاقلی، فرزند ارشد نادرشاه افشار بود (خلیلی‌جهانتیغ،1389: 31). نادرپور در زمستان سال 1337 با دختری از اهالی ارومیه [ژاله بصیری] ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام پوپک شد (امیرهمایون،1389: 48).
2-1-2-3- فعّالیت‌های فرهنگی
وی از سال 1337 به مدّت چند سال در وزارت فرهنگ و هنر در مسئولیّت‌های مختلف مشغول به کار بود و در سال 1343 روانه ایتالیا شد و پس از آموختن زبان ایتالیایی بار دیگر به فرانسه رفت و پس از سه سال اقامت در این کشور به ایران بازگشت. وی در 1346 به همراه تعدادی از روشنفکران و نویسندگان مشهور در تأسیس کانون نویسندگان ایران نقش داشت. در سال 1350 نیز بار دیگر به فرانسه و ایتالیا سفر کرد و بعد از یک سال به ایران بازگشت. ره‌آورد این سفرها، کتاب “هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیا” بود. در سال 1351 سمت سرپرستی گروه ادب امروز را در سازمان رادیو و تلویزیون ملّی ایران به عهده گرفت (www.persian- man.ir).

در سال 1359 در فرانسه عضو افتخاری اتّحادیه نویسندگان فرانسه شد. نادرپور علاوه بر آشنایی با زبان فرانسه و ایتالیایی به موسیقی، نقّاشی و به حافظ وخیّام علاقه خاصّی داشت (خلیلی‌جهانتیغ،1389: 31).
2-1-2-4- فعّالیت‌های سیاسی
حزب توده بلافاصله پس از تبعید رضاشاه و آزادی زندانیان سیاسی نه چندان خطرناک، ظهور پیدا کرد (آبراهیان، 1382: 254-253). در اواسط سال 32 حزب توده، تنها حزبی بود که خطّ‌مشی معیّن و سازمان منظّم و سراسری و شعبات گسترده در اکثر نقاط کشور داشت. بازرگان وضعیت سال‌های 1330 و 1331 ؛یعنی زمانی که رییس دانشکده فنّی بود را چنان توصیف کرده‌است که بزرگ‌ترین مشکل مدیریت دانشگاه را ناشی از نفوذ حزب توده در بین قشر عظیمی از دانشجویان، استادان، کارمندان و حتّی مستخدمین می‌داند (آبراهیان،1382: 263).
حزب توده در بین روشنفکران و نویسندگان، نفوذ گسترده و عمیق‌تری داشت و بسیاری از شاعران و نویسندگان معاصر ازجمله نادرپور و … را به خود جلب کرده‌بود. چنان که تایمز لندن اشاره کرده‌بود، حزب توده مستعدترین و تحصیل‌کرده‌ترین جوانان ایرانی را جذب کرده‌بود (آبراهیان،1382: 304-301).
2-1-2-5- آثار نادرپور
نادرپور یکی از شعرای مطرح جریان رمانتیک است. او شاعری است که با ادب اروپایی آشنا بود، دوران رمانتیک شعر نیما را درک کرده و جزو شعرای پس از 1320 است. واقعه شهریور اثر کلّی در شعر شعرای این مرحله از شعر فارسی گذاشت (جمشیدی،1388: 15). نادرپور در سه کتاب اوّل خود به کلّی شاعری رمانتیک است. کتاب سرمه خورشید و شعر انگور او از نظر سبکی می‌تواند