فاوتهای معنیداری ارزشی در بین سه نسل به صورت مقطعی بوده است. دادههای به دستآمده گویای آن است که هر چند برخی شباهتهای ارزشی مرتبط با سطوح ‌اجتماعی و ملی مانند نظم و امنیت، همکاری و توسعه و… در سه نسل وجود دارد، اما از لحاظ جهتگیری‌های ارزشی فردگرایانه و مجموعه ارزشهای ابزاری و شیوههای رسیدن به غایات ارزشی، بین سه نسل ‌‌‌‌و ‌عمدتاً بین نسل سوم (جوان) و نسل دوم تفاوت جدی و معنیداری وجود دارد ولی این تفاوتها به حدی بزرگ نیست که از آن به شکاف یا گسست نسلی تعبیر نمود (قاضی‌نژاد،1383).
معیدفر در بررسی تطبیقی تحول ارزشها و نگرشها، از داده های طرح ملی دو سال 1382 و 1379 استفاده نمود و نتایج پژوهش نشان داده که در هر سه حوز? ارزشهای دینی ، سیاسی، اجتماعی ، جوانان و بزرگسالان از جنبه اعتقادی و باورهای دینی، نگرش نسبت به رابطه دین و سیاست و مسائل اجتماعی تفاوتی وجود ندارد و یا تفاوت اندک است. اما از لحاظ پایبندی به مناسک دینی و تساهل به دین و مذهبی بودن و خود و آینده دین با نسل بزرگسال متفاوت است و از لحاظ تعلق به جامعه و نگرش بدبینانه به حکومت و وضع موجود و اعتماد اجتماعی تفاوت زیادی با بزرگسالان نشان میدهد و بعضاً در طی زمان افزایش یافته است و این تغییرات را نمیتوان به فرضی? چرخه زندگی ناشی از شرایط سنی مرتبط دانست. در حقیقت از سال 1379 تا 1382 ما با پدیده گسست فرهنگی مواجهیم نه شکاف نسلی. (معیدفر،1383).
ملانیوود در سال 1999 در یک پیمایش به بررسی ساختار و اولویتها‌ی ارزشی سه نسل از آمریکاییان ژاپنیالاصل پرداخت. این پیمایش از طریق پرسشنامه (پستی) بر روی نمونهای 1271 نفری از ژاپنیهای نسل دوم، سوم، چهارم مهاجر به آمریکا صورت گرفت و هدف آن تعیین میزان و ماهیت تغییر تفاوت ارزشها در سه نسل و تست تئوری و مقیاس نظام ارزشها شوارتز از نظر قابلیت آن در نشان‌دادن تفاوتهای ارزشی در سطح یک جامعه معین و میان نسلهای مختلف آن بوده ‌است. مهم‌ترین نتیجهی بدست آمده از این پژوهش آن است که بیشترین تغییر ‌ارزشی در نسل‌دوم رخ داده و‌دیگر این‌که اولویتهای ارزشی به شیوه سیستماتیک طی این نسلها تغییر کرده؛ اما نه به قدر مورد ‌انتظار؛ بنابراین تئوری ساختار عام نظام ارزشهای شوارتز در نسل سوم وچهارم رد میشود (ملانی وود، 1999).
اسمیت برای آزمون شکاف ‌نسلی یک مجموعهای از گروه ‌سنی جوانان 24- 18 را در 1997 با یک گروه ‌سنی ‌مشابه در (1973 و 1985) انتخاب کرد وآنها را با نسل ‌امروزی مورد مقایسه قرار داد. یافتههای این پژوهش گویای آن ‌است که جوانان امروز بیشتر از ارزشهای جامعه در بعضی از حوزهها دور هستند. آنها کمتر تمایل دارند که روزنامه بخوانند،‌‌ به زمان توجه کنند یا تعلقات مذهبی داشته باشند، در رأیگیری ریاست‌جمهوری شرکت کنند یا در یک حزب فعالیت داشته باشند. او به این نتیجه رسید که در همه اندازهگیریها شکاف ‌نسلی از 1985 تا 1997 بیشتر از دورههای قبلی افزایش‌یافته است (اسمیت، 2004).
پیمایش دیگری که در این زمینه انجام گرفته است، بررسی شکاف نسلی در محیط کاری بین دو نسل متولدین (1943-1963) و نسل (1970-1980) می‌باشد، در این تحقیق مشخص شد که این دو نسل در برخی موارد با هم متفاوت بودهاند، از جمله، ارزشهای شخصی، مهارتهای تکنولوژیکی، تفکرات جهانی، اتکا به نفس، تعادل شغلی، خانوادگی و زندگی، احترام، ادب، شاکی بودن. در حقیقت این دو نسل ازدیدگاههای متفاوتی در مورد شیو? کارکردن، نگرش و اخلاقیات کار برخوردار بودهاند و همین مهمترین علت برای تضاد و تنش بین دو نسل شده است. اما نکتهای که در خور توجه است، این است که ویژگیهای شخصی، تجربیات متفاوت از گذشته در ایجاد شکاف خیلی مؤثر بوده است (گوویتوانیا، 2001).
یکی از پژوهشهای خارجی در مورد نسلها و رواج ارزشها در بین نسلها، بررسی گرایشها و ارزشهای جوانان و نسل بعد از جنگ ایتالیا در 1995 میباشد. این تحقیق نشان میدهد که جوانان در مقایسه با نسل پیشین، به ارزشهای سکولار تمایل داشته و در حوز? مسائل عقیدتی و اخلاقیات فردگرا هستند. هم چنین در حوز? دین، با مذهب نهادینه تعارض داشته و از دیگر سو مدافع ارزشهایی نظیر طلاق و سقط جنین هستند (ابروز، 1995).

1-1-2- فرهنگ سیاسی و ارزش‌های دموکراتیک
علی ساعی در پاسخ به سؤال درباره تبیین دموکراتیزاسیون در ایران، نقش مدرنیزاسیون را برجسته می‌سازد. شاخص دموکراتیزاسیون از طریق میانگین حسابی دو بعد میزان رقابت ‌انتخاباتی و میزان ‌مشارکت انتخاباتی ساخته شده است. به اعتقاد وی، تغییرات دموکراتیزاسیون با تغییرات میزان مدرنیزاسیون رابطه‌ای مستقیم دارد و اگر میزان توسعه مدنی افزایش یابد، دموکراتیزاسیون نیز افزایش می‌یابد (ساعی، 1386).