ه(پیلیسولو،2003). دامنه های کاربردی اصلی همبستگی بیولوژیکی عصب شناسی مربوط به ویژگی های شخصیتی، مطالعات ژنتیکی مربوط به شخصیت و مطالعات سبب شناسی و بالینی متعددی در روان پزشکی و روان تنی می باشد(فریمان68،1995؛ پیلیسولو،2002؛ گیولیم69،2002؛ ایتیر70،2003).
پرسشنامه سرشت و منش در کشور های مختلف، ترجمه شده و معتبر شناخته شده و اعتبار و پایایی مربوط به نسخه آمریکایی اصلیTCIدر جامعه عمومی ایلات متحده ایجاد شده بود (کلونینگر، شوراکیک، برزبیک،1993) نسخه ترجمه شده پرسشنامه سرشت و منشTCI در مطالعات عمومی جمعیت های به زبان های سوئدی(براندستورم،1998) ژاپنی(گیجیما،2000) هلندی(دی لاری71،1998؛ دواجیس72،2002) آلمانی(ریچتر73،1999) کرهای(سونگ74، کیم و یانگ75،2002) فنلاندی(میتونن76،2004) و اخیراً چینی(پارکر77،2003) معتبر شناخته شده بود این مطالعات، اعتبار درونی و اعتبار عاملی پرسشنامه را در زبان های مختلف ایجاد کرده است.
بررسی های روان سنجی و بیولوژیکی عصبی متعددی موجود می باشد که نتایج را شرح می دهد که اعتبار این مدل را نشان می دهد(کلونینجر،پرزبیک و شوراکیک،1991؛ هنیسن و همکاران،2002؛هنیگ78 و همکاران ،2000).
کلونینجر با طراحی آزمون سرشت و منش(TCI) و یافته های آن نشان داد که ابعاد سرشت و منش مطرح شده، بسیار با ثبات و پایدار و مستقل ازتغییرات خلق می باشند و فقط آسیب پرهیزی بطور گذرا و موقتی در زمان افسردگی و یا هیجانی بودن افراد افزایش پیدا می کند(کلنیجر1987، کلنینجرو همکاران1991، شوراکیک و همکاران1992، جوفه79 و همکاران1993). همچنین نوجوئی نیز می تواند در بیماران اختلال دو قطبی، زمانی که علائم خفیف هیپومانی80 دارند، به طور موقت و گذرا افزایش پیدا کند(استراکوازکی81 و همکاران1993). ساختار و ثبات ابعاد سرشت در فرهنگ های متفاوت نیز مورد ارزیابی قرار گرفت از آن جمله جمهوری چک82(کوزنگ83 و همکاران،1989)، یوگسلاوی (شوراکیک و همکاران،1991)، ژاپن(تاکیوچی84 و همکاران،1993)، ایتالیا (منفرد و نیا85 و همکاران، 1991، باتاگلیا86 و همکاران، 1994)، اسپانیا (کانیت87،1993) و نروژ (استرندبای گارد88 و جنسن89، 1992).
پرسشنامه کلونینجر که ابعاد مربوط به سرشت و منش را اندازه می گیرد هم اکنون در هزاران گزارش چاپ شده و مورد استفاده قرار گرفته است.
امروزه در سرتاسر جهان هر روز شاهد تهیه و هنجاریابی ابزار های مختلفی می باشیم و چنان این روند رو با افزایش می باشد که بررسی روایی وپایایی وهنجار های این ابزار در هر فرهنگ و قومیتی ضرورتی حتمی است(اکلند و هیو90،1992). بنابراین پژوهش حاضر به بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سرشت و منش TCIرا درگروهی از همراهان مراجعه کنندگان به درمانگاهای شیراز انجام شده است.
3-1 اهمیت وضرورت تحقیق
پرسشنامه سرشت ومنش سنجش های کمی در ارتباط با شخصیت را فراهم می آورد که به طور بالینی در روانپزشکی و روان شناسی مفید می باشد(کلونینگر، شوراکیک،1997). به عبارت دیگر اولاً، این پرسشنامه سنجش های شخصیتی را فراهم می آورد که کمیت مربوط به تفاوت های فردی وآسیب پرهیزی در بسیاری از اختلات محورهای I را مثل اختلال افسر دگی عمده، اختلالات نگرانی با آشفتگی، اختلالات خوردن، وابستگی به مواد و همچنین پسیکوز تعیین می کند. در واقع چندین بررسی این موضوع را به اثبات رسانده است که بیماران افسرده حتی، در وضعیت های بهبودی،دارای نمره های آسیب پرهیزی بالاتری هستند و همچنین شدت افسردگی آنها با آسیب پرهیزی در ارتباط می باشد (کوریوبل91، دیوریت92، پیلیسولو، فالی سارد93، گیولف94، 2002؛گروزا95، پرزبیک، اسپی تزناگل96 و کلونینجر 2003؛ هنسین و همکاران،1999، ماریجنسن97، توینر98، اسایجن99 و ورحویون100،2002).
دریک نمونه بیماران اسکیزوفرنی، خود راهبری بسیار با سلامت روانی در ارتباط بود (ایکایند101، هانس لون102 و بین گت سون103،2004)و همچنین (ون آمرس104، سیلمن و مولدر105،1997)ارتباط معناداری را در این بعد نوجویی و مصرف الکل و حشیش، کافئین و نیکوتین در بیماران اسکیزوفرنی کشف کردند که نشان دهنده ی آن است که رفتارهای مر بوط به نوجویی، در مصرف مواد در اسکیزوفرنی دخالت دارد.
دوماً این پرسشنامه سرشت ومنش یک ابزار معتبر جهت ارزیابی اختلات شخصیتی در نظر گرفته می شود ارقام پایینتر همکاری و خود راهبری در افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی به طور ثابت دیده شد(بایون106، هیل107، شوراکیک، پرزبیک، کلونینجر،1996؛شوراکیک و همکاران،1993).
بدون در نظر گرفتن طبقات و دسته های مربوط به اختلال شخصیتی، می توان گفت که اختلالات شخصیتی را به وسیله خودراهبری پایین وهمکاری پایین تعیین می کنند، در نتیجه دو بعد به عنوان ویژگی هسته ای مربوط به اختلات شخصیتی در نظر گرفته شده اند.علاوه براین یافته های کلی و عمومی بیماران موجود در دسته های A(کنارگیری)،B(تکانشی) و C(هرسناک) به ترتیب از طریق پاداش وابسته پایین، نوجویی بالا، آسیب پرهیزی بالا تفکیک می شوند، به ویژه نوجویی بالا، پاداش وابستگی پایین و آسیب پر هیزی پایین اختلال شخصیتی ضد اجتماعی را مشخص می کند در حالی که نوجویی پایین، پاداش وابستگی بالا وآسیب پر هیزی بالا اختلال شخصیتی اجتنابی را تعیین می کند(شوراکیک و همکاران،1993).
علاوه براین خود راهبری به طور معناداری با اختلال شخصیتی ارزیابی شده توسط یک پرسشنامه هلندی در ارتباط بوده است و همچنین ارتباط منفی معناداری بین همکاری و اکثر اختلا لات شخصیتی رخ داده است(دی لاری، دیوجسینس، کلونینجر،1998).