انتیستی باشد که در آن‌ها رگه‌هایی از سمبولیسم را می‌توان جست (اشرف‌زاده،1381: 232).
وی به تمام و کمال نماینده شعر “رمانتیک” در حوزه “موج نو” است. آثار شعری‌اش عبارتند از:
چشم‌ها و دست‌ها (1333)، دختر جام (1333)، شعر انگور (1336)، سرمه خورشید (1339)، با گیاه و سنگ نه، آتش (1356)، از آسمان و ریسمان (1356)، شام بازپسین (1356)، صبح دروغین (پاریس1360)، خون و خاکستر (لس‌آنجلس1367)، زمین و زمان (لس‌آنجلس1375)، مجموعه اشعار (1382).
(وفایی،1386: 862).
ترجمه‌های او عبارتند از:
اشعار هوانس تومانیان
همراه با “ک خننس” “ر. بن” “ه. ا. سایه”
هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیا
تعدای کتاب جیبی با همکاری بیژن اوشیدری و فرناند و کاروزو (www.persian- man.ir).
ترتیب آثار نادرپور براساس سال انتشار به شرح زیر است:
چشم‌ها و دست‌ها، دختر جام، شعر انگور، سرمه خورشید، برگزیده شعر نادر نادرپور، گیاه و سنگ نه، آتش (کلیاشتورینا،1380: 49).
2-1-2-6- تأثیرپدیری نادرپور
نادرپور از شاخص‌ترین چهره‌های شعر نوتغزّلی نوقدمایی پس از نیما است و در دهه سی و نیمه اوّل دهه چهل به عنوان محبوب‌ترین شاعر نوپرداز تأثیر گسترده‌ای بر ذهن نوگرای جامعه داشت. وی به تقلید از خانلری و تولّلی به صحنه آمد و چهارپاره‌های او در آثار اوّلیه‌اش اغلب دربردارنده مضامین تولّلی‌وار بودند. وی رفته رفته به سوی زیباییشناسی خاصّی گرایید که موجب استقبال گسترده به شعر او در آن سال‌ها شد، البتّه این زیباییشناسی جوان و فریبنده در برابر جریان‌های شعری تازه‌تری که به نیازهای عاطفی و اندیشگی جامعه پاسخ می‌دادند رفته رفته رنگ باخت (روزبه،1383: 237).
2-1-2-7- وفات
نادرپور پس از انقلاب اسلامی 1357 به آمریکا رفت و تا پایان عمر در این کشور زندگی کرد. وی بیست سال پایانی عمر خود را در غربت سپری کرد، لذا نوستالژی وطن در بیشتر اشعارش به ویژه در مجموعه‌های “زمین و زمان” و “خون و خاکستر” دیده می‌شود (شریفیان،1384: 52). این شاعر بزرگ سرانجام در 29 بهمن 1387 رخت از جهان بربست (خلیلی‌جهانتیغ،1389: 31). مرگ وی در لس‌آنجلس اتّفاق افتاد (وفایی،1386: 862).
2-2- اصطلاحات و واژه‌ها
نوستالژی
نوستالژی به معنای “دلتنگی برای میهن یا خانه و خانواده، فراق، درد دوری، درد جدایی، احساس غربت، غم غربت، حسرت گذشته‌ها و آرزوی گذشته” است (آریان‌پور،1380: 2539). این اصطلاح، اصطلاحی روانشناسی است که وارد ادبیّات شده و برگرفته از دو واژه یونانی (nostos) به معنای “بازگشت به خانه” و (algos) به معنای “درد و رنج” است (رضایی،1387: 43). نوستالژی را به معنای “غم غربت، حسرت و دلتنگی نسبت به گذشته و آنگهی اشتیاق مفرط برای بازگشت به گذشته، احساس حسرت برای وطن، خانواده، دوران خوش کودکی، اوضاع خوش سیاسی، اقتصادی و مذهبی در گذشته است” (آشوری،1381: 246) آورده و دربار? آن گفتهاند: “نوستالژی، حسرت ازدست‌رفته‌ها و شکایت از زمان حال در تقابل با گذشته است” (فورست،1380: 53). نوستالژی در اصطلاح ادبی، شیوه‌ای از نگارش است که شاعر یا نویسنده براساس آن در اثر خویش گذشته‌ای را که در نظر دارد یا سرزمینی که یادش را در دل دارد به صورت حسرت‌آمیزی ترسیم می‌کند (انوشه،1376: 1360-1359).
“در بررسی‌های جدید ادبی، نوستالژی را به دو گونه شخصی و اجتماعی تقسیم می‌کنند. برپایه نوستالژی شخصی، شاعر یا نویسنده به دوره‌ای از زندگی فردی خویش نظر دارد؛ امّا در نوستالژی اجتماعی، موقعیّت ویژه فرد برایش حائز اهمّیت است. برپایه این تقسم‌بندی می‌توان نوستالژی شخصی را از نظر زمانی به دو نوع آنی و مستمر تقسیم کرد. در نوستالژی فردی و آنی، گرایش آفریننده اثر به ترسیم لحظه یا لحظاتی از گذشته در اثر خویش است. نوستالژی فردی و مستمر دربردارنده تمامی گذشته شاعر یا نویسنده است. شاعر یا نویسنده‌ای که متأثّر از این نوع نوستالژی باشد در سراسر اثر خویش تمام و کمال به گذشته می‌پردازد” (انوشه،1376: 1360).
سمبلیسم
سمبلیسم، در اصطلاح به معنی نمایش و بازنمایی به وسیله اشیا و موجودات یا از طریق علائم و استعمال نشانه‌ها به منظور بیان موضوع و یا مطلب رمزی است (آراسته‌خو،1369: 388-387). سمبلیسم به عنوان مکتبی که بدبینی و نومیدی را با وهم و رؤیا درآمیخته و مظاهر موجود در طبیعت را سمبل یک اساس و غریزه قرار می‌دهد؛ جنبش ادبی و هنری بود که در نیمه دوم قرن نوزدهم بر ضد فرضیه “هنر برای هنر” به پا خاست (خدایار،1367: 144).
سمبلیسم یا نمادپردازی، یعنی به کار بردن سمبل یا نماد به عنوان یک نوع شیوه بیان در هنر و ادبیات. این روش در آثار ادبی دوره‌های تاریخی بیشتر ملّت‌ها به کار رفته‌است؛ امّا آنچه به عنوان مکتب سمبلیسم در ادبیات و شعر از آن بحث می‌شود و به عنوان یکی از مکتب‌های ادبی معروف شده، نهضتی است که در اواخر قرن نوزدهم در شعر فرانسه بوجود آمد و با اشعار شاعرانی چون شارل بودلر، آرتور رمبو، استفان مالارمه و پل ورلن مشخص شد و سپس در سایر انواع ادبی در ادبیّات فرانسه و سایر کشورها به خصوص آمریکا و انگلیس نفوذ کرد. دوره رواج نمادگرایی 1885 تا 1901م بوده‌است و بسیاری از منتقدان آثار ادگار آلن‌پو، نویسنده و شاعر آمریکایی، را که بودلر به فرانسوی ترجمه کرد منشأ ظهور این مکتب در ادبیات فرانسه می‌دانند (میرصادقی،1373: 283).
سمبلیسم را می‌توان هنر بیان افکار و عواطف، نه از راه شرح مستقیم و نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار و عواطف به تصویرهای عینی و ملموس، بلکه از طریق اشاره به چگونگی آن‌ها و استفاده از نمادهایی بی‌توضیح برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده دانست (چدویک،1387: 11).
شعر سمبلیک، شعری عاری از وظایف تعلیمی و بی‌نیاز از رعایت قواعد فصاحت بوده‌است (میرصادقی،1373: 284) و در واقع بنا به اعتقاد پیروان مکتب نمادگرایی، شاعر وظیفه دارد به وسیله نمادها، دنیای ماورایی درون خود را نشان دهد (میرصادقی،1373: 284). دنیای شاعر سمبلیسم، دنیای اضطراب‌ها و دلهره‌های ناشناخته و سرخوردگی از جامعه‌ای بود که به سرعت زیر سلطه فنون و اکتشافات تغییر شکل می‌داد. واکنش سمبولیسم‌ها در برابر این اوضاع شدیدتر از شاعران رمانتیسم بود (میرصادقی،1373: 285).
در ادبیّات فارسی، مکتبی با خصوصیّات مکتب سمبلیسم و شاعرانی با ویژگی‌های کار این مکتب در دوره‌ای مشخّص وجود ندارد؛ امّا می‌توان برخی از خصوصیّات آن را در شعر شاعران زبان فارسی دید. در شعر فارسی معاصر نوعی شعر اجتماعی نمادگرا که تفاوت کلّی با نمادگرایی فرانسه دارد، رایج شد که مبدع آن نیما یوشیج بود. این نوع شعر به خصوص از سال 1332به بعد تحت تأثیر محیط سیاسی ایران رواج بیشتری یافت (میرصادقی،1373: 285).
پس از کودتای 28 مرداد 1332 دو گرایش عمده؛ یعنی سمبلیسم اجتماعی و رمانتیسم بر شعر فارسی غالب شد. شاخه شعر اجتماعی به دلیل وجود سانسور و خشونت دستگاه حاکم، به نوعی رمزگرایی اجتماعی پناه برد. منوچهر آتشی، کسرایی، شیبانی و … از شعرای این دسته هستند که به دلیل سرخوردگی به رمزگرایی و احساس‌گرایی فردی پناه بردند (فتوحی،1376: 159).
برخلاف سمبلیسم اروپایی، شاعر سمبلیسم در شعر معاصر فارسی، متعهّد به اجتماع، مردم و آرمان‌ها است و خود را دارای رسالت اجتماعی و سیاسی می‌داند، لذا این جریان را شعر نوی حماسی و اجتماعی یا شعر جامعه‌گرا می‌نامند.
رمانتیسم
رمانتیسم، اصطلاحی برای جنبشی است که در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم در ادبیّات، سیاست، هنر و فلسفه به وجود آمد. مکتب رمانتیسم، مکتبی است که در ربع آخر قرن هجدهم و سی سال اوّل قرن نوزدهم در ادبیّات غرب به وجود آمد و نخستین وجه مشخّصه آن تضّاد و مخالفتش با کلاسیسیسم و اصول آن بود. اصطلاح رمانتیسم برگرفته از کلمه رمانس است. این کلمه در قرون وسطی به زبان‌های محلّی مشتق از زبان لاتین که در کشورهای مختلف اروپا متداوّل بود، اطلاق می‌شد. داستان‌هایی که به این زبان نوشته یا از زبان لاتین ترجمه می‌شد، رمانس نامیده می‌شدند. در قرن هفدهم در انگلستان و فرانسه داستان‌هایی را که به شکل افراطی خیال‌انگیز بودند و به این زبان‌ها نوشته می‌شدند؛ به مفهومی تحقیرآمیز رمانس می‌خواندند. به تدریج کلمه رمانتیک در فرانسه مفهوم آرام، احساساتی و ظریف به خود گرفت و معمولی‌ترین مفهوم آن سروکار داشتن با عشق و افکار شاعرانه بود (میرصادقی،1373: 113). سرانجام در اواخر قرن هجدهم این اصطلاح درمورد آثار نویسندگانی که از نظر آن‌ها از درک و کاربرد اصو